کلمه ی لا اله الا الله به دو قسمت تقسیم میشود:
۱.لا اله یعنی: ( نیست معبودی به حق که سزاوار پرستش باشد).
۲.الاالله یعنی:(مگرخدای یکتاکه پروردگارهمه جهانیان وقابل پرستش است)
پس در این کلمه مبارکه یک منفی که کفر به طاغوت وبیان بطلان اواست
ویک کلمه ی مثبت که ایمان وتصدیق به خدای یکتا و وجوب طاعت او
تعالی است وجود دارد.کلیه احکام دین اسلام از روی همین اساس میباشد و
دو پایه استوارآن افعل یعنی انجام بده ولاتفعل یعنی انجام مده است.
از این کلمه دانسته میشود که فقط کارهای شایسته انجام دادن واز کارهای
بد دوری جستن کفایت نیست بلکه لازم است بد را که انجام نمیدها بد بداند
وآنرا دوست نداشته باشد واظهار نماید که آن باطل است.و برای تحقیق
یافتن این حقیقت لازم است شروط ذیل را تطبیق کردن که عبارتنداز:
۱.گواهی دادن به زبان اینکه نیست هیچ معبودی بحق مگرخدای خالق یکتا
و آنکه محمدبن عبدالله صلی الله علیه وآله وسلم فرستاده برحق او وخاتم
پیغمبران است که بعد از اوهیچ پیغمبری نمی آید ودین اودین اسلام وناسخ
تمام ادیان سابق است که همان اشهد ان لا اله الا الله وان محمدا رسول الله
میباشد.۲.علم یعنی معنای کامل این کلمه دانستن وفهم حقیقت آن.
۳.به مضمون این کلمه عمل کردن چه در ظاهروچه درباطن نه اینکه به
زبان بگوید لا اله الا الله واحکام شرع را قبول نداشته باشد.
۴.یقین که درعمل کردن به مضمون آن وبه معنای آن هیچ شک وتردیدی
نداشته باشد. ۵. اخلاص که گفتن آن وعمل کردن به مضمون آن به خاطر
رضای خدا باشد و بس.
۶.صدق:که نباید هیچ نفاقی در پیش داشته باشد.
۷.قبول منهج الله سبحانه وتعالی وقناعت به آن که نگوید اگرخدا این کار
میکرد بهتر بود.
و فرموده ی خداست که اعلم انه لا اله الا الله وفرموده او باریتعالی است که
الا من شهد بالحق وهم یعلمون که این دو آیه دلالت به دانا بودن وگواهی
دادن وعمل کردن میدهد ومعلوم است که برای صحت تمام عبادات دوشرط
لازم است:۱. اخلاص ۲.متابعت حضرت پیغمبرصلی اله علیه وآله وسلم
از روی علم ودانایی.
و چنانکه فضل وارزش کلمه ی لا اله الا الله بسیار است ومعنای آن وسیع
است گناه وعقوبت فعل عکس آن که شرک به خدا میباشد نیزبسیاراست
وآن تنها گناهی است که خداوند خبر داده که آنرا نخواهد بخشید.چنانکه در
سوره ی نساءآیه ۴۸فرمود:ان الله لا یغفران یشرک به ویغفرمادون ذلک
لمن یشاء...یعنی حقا که خداوند نمیبخشد به هر کسیکه به اوشرک بیاورد و
می بخشد گناهان غیر ازشرک به هرکسیکه اوتعالی خود بخواهد.
پس شرک ضد توحید می باشد وشرک یعنی:برای خدا شریک قائل شدن
چه در الوهیت وچه درربوبیت وچه درذات مقدس او وچه در صفات وچه
در افعال او سبحانه وتعالی.